تبليغاتX
دختران سوارکار
درباره وبلاگ

اینجا مکانیه برای همه ی کسایی که عاشق اسبا هستن ...منم عاشق اسبم...
اینجا دفترچه خاطرات همه ی علاقه مندان اسبه....
خاطراتتونو برام بفرستین تا بذارم تو وب لاگ ...
در ضمن آقایونم می تونن خاطره بذارن..
www.hani_jumping@yahoo.com
در نظرسنجی وب لاگ هم شرکت کنید لطفا
دختران سوارکار
یه وب لاگه خوب برای اطلاع رسانی..درد دله همه ی دخترخانومای سوارکار .
چهارشنبه نهم دی 1388 :: 20:6 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
 

ساینا خانوم از من پرسیدن که چه طور می تونن با سوارکارا در ارتباط باشن؟

ساینا جون برو به این آدرس www.horse.ir تالار گفتگو سوارکارا هست .اونجا می تونی شماره افرادو بگیری



چهارشنبه نهم دی 1388 :: 20:4 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
ارسالی توسط آقا حمید:

سلام به دوستانی که اسبو اسب سواری رو دوست دارن

ی روز بهاری بود هوا صاف ی کمی مه آلود از تو جا بلند شدم برم ی سری به غزال بزنم ی چیزی براش بیریزم کالآ چک ش کنم رفتم پیشه اطبلش مثل همیشه صدای شیهه ی یواشی اومد که فکر می کنم هر وقت چیزی رو احتیاج داره ی کمی علوفه واسش ریختم فکر سواری به سرم زد به طرف زین رفتم با خودم گفتم که ولش بزار ی بار حرفه ای عمل کنم بی زین سوار شم غزالو دهنه کردم ی نمد انداختم روی کمر اسب وای چقدر اسبو دوست دارم سوار شدم ای بد نبود به دشتی رسیدم که مال محیط زیست بود و کشاورزا اونجارو محصول نکاشته بودن شروع به یوتمه رفتن کردم ی کمی درذ ذاشت تا عادت کردم ی رکاب به پهلوی غزال زدم یهو استارد زد چه شتابی سرعتم هی زیادترو زیادتر می شد وای چه حسی احساس پرواز کردن بهم دست داد فکر کنم سرعتم هفتاد هشتادتا بود چون سرعت غزلو با ماشین اندازه گرفته بودم هشتادتا میره حدود یک کیلو متر ادامه دادم با دستم مهار دهنه رو کشیدم اسب داشت سرعتشو کممی کرد نمد از زیرم داشت در می یومد با اون سرعت اگه می یوفتادم حداقلش قطع نخاع بود به ی طرف اسب مایل شده بودم تعادل نداشتم فقط یال اسبو گرفته بودم تا نیوفتم ی لحظه احساس کردم افتادم در همین حال بود که غزل شونشو پایین آورد و زیر من اومد راست رو اسب نشته بودم گیج کالآ حس خوبی نبود غزل دیگه وایساده بوده پایین اومدم
اشک تو چشمام جمع شده بود اون موقع بود که نجابت اسب واسم اثبات شد خدایش نجابت اسب از همه ی حیونا و بعضی انسانا بیشتره.

با تشکر از آقا حمید



یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 :: 15:2 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
  سلام به همگی

  من اومدم با کلی انرژی ..حتما می پرسین چرا سر حالی ؟

  منم می گم چون سوارکاریو از اول شروع کردم .عالییه به  خدا ...کلی روحیم خوب شده ..شاید اسب   بگیرم دوباره .یه کره ی ترکمنم دیدم خیلی نازه ..شاید خریدم اونو ...

اولای سواری خیلی عضلاتم می گرفت اما العان خیلی خوب شده .

خدا جون شکرت



یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 :: 14:59 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
 این متنو آقا حمید به صورت نظر گذاشته بود .خبریه در مورد مسابقه کورس .می ذارم اینجا هگی بخونید اما از صحتش من بیخبرم ..خوشحالم که در شهرستانها هم کورس برگذار می شه ...

نام سواركار /نام اسب/ شهر سواركار/ مقام
عرفان گوديني/ غزال/ گودين/ اول گروه الف
امين محمدي/ ارمكان/ گنبد/ دوم /گروه الف
محمد كاظمي نژاد/ سالار /گودين/ سوم گروه الف
احمد خسروي/ آهو/ ماهي دشت /اول گروه ب
سهراب الماسي/ شكار/ اسلام آباد/ دوم گروه ب
ناصر بيگ زاده/ دنياي كلهر/ كرمانشاه /سوم گروه ب
ناصر بيگ زاده /كيمياي كلهر/ كرمانشاه /اول گروه ج
قربان آچاك/ هامون /كرمانشاه دوم /گروه ج
احمد خسروي/ كژال/ كرمانشاه سوم/ گروه ج
در روز 25 ارديبهشت ماه 88 يك دوره مسابقات سواركاري كورس بهاره در روستاي گودين برگزار شد. 24 اسب در اين مسابقه شركت كردند كه 7 رأس از روستاي گودين بودند و بقيه از شهرستان هاي كرمانشاه ، كنگاور ، اسلام آباد ، تويسركان ، ماهي دشت. اين 24 اسب در 3 گروه بر اساس رده بندي نژادي و سني با هم به رقابت پرداختند كه در گروه اول آقاي عرفان گوديني با ماديان غزال در بين اسب هاي گرانقيمت و با تجربه ي رقيب به قهرماني رسيد.اين مسابقات كه براي اولين بار در سطح شهرستان كنگاور در پيست گودين برگزار شد با استقبال عمومي كم نظيري روبرو شد. حضور خانواده ها و مردم روستاي گودين با وجود عدم اطلاع رساني مناسب روح و طراوت خاصي به اين مسابقه بخشيده بود كه جنبه ي خاصي به كورس داده و رقابت را بسيار تشديد مي كرد.براي مردم گودين اول شدن عرفان با ماديان غزال و سوم شدن نوجوان عزيز محمد كاظمي نژاد در گروه الف با اسب سالار بسيار ارزشمند بود و سوژه ي گفتگوي اين چند وقت فقط اين اسب ها و سواركاران بوده است.در گفتگوي تاك با رياست محترم هيئت سواركاري شهرستان كنگاور آقاي روح اله گوديني مواردي از سوي ايشان ذكر شد كه در ادامه به آن مي پردازيم؛ جايزه‌ي اين مسابقات جمعاً به مقدار 11ميليون ريال بود كه حدود نيمي از آن را شوراي اسلامي دهستان گودين تقبل نموده و نيمي ديگر از سوي هيئت سواركاري كنگاور تهيه شده بود. در اينجا جدول رده بندي سه گروه را براي اطلاع عزيزان مي آوريم:


استاد صالحي هايكوي زيبايي دارد كه مي گويد:
سواري كه تازيانه نداشت
پيش تر از سواران ديگر
به مقصد رسيد!
عرفان گوديني هم در روز مسابقه ي كورس تركه و تازيانه اي نداشت...



جمعه سیزدهم آذر 1388 :: 13:47 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
 ارسالی از طرف تینا جان:

داشتم خودم برای مسابقه اماده میکردم و به خاطر محدودیت زمانی در روز خیلی از اسبم کار میکشیدم داشتم مپریدم که احساس کردم با سرعتی که گرفته نمی تونه مانع خوب رد کنه اصلا" حواسم نبود دست داخل کشیدم اسبم عصبی شد و من از رو مانع پرواز کردم فقط دستم در رفت در نتیجه نتونستم مسابقه بدم ولی از اون موقع فهمیدم که نباید زیاد از اسبم کار بکشم

 

مرسی تینا جان ..موفق باشی خانوم



دوشنبه نهم آذر 1388 :: 23:16 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
  نوشته شده توسط مهسا خانوم :

     من 2 سال سواری می کنم تو این 2سال 2 بار افتادم
دفعه اول با روحیه رفتم سمت مانع ولی مربیم یادش رفته بود بگه نباید دست تغییر داد منم دست تغییر دادم اسب گیج شد و نپرید من از روش پرتاب شدم و افتادم رو مانع
دفعه دوم سوار اسب مسابقه شدم و واقعا" روش کنترل نداشتم رفت سمت مانع منم اصلا" امادگی نداشتم اسبم با خیال راحت پرید ولی من جا موندم
با اسبم تصمیم گرفتیم از این به بعد با هم بپریم اگر خدا بخواد داریم به تفاهم میرسیم

 

مهسا جون برات آرزوی موفقیت می کنم ...ممنون



یکشنبه هشتم آذر 1388 :: 12:13 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
  

    سلام به همگی

   زود اومدم زودم می رم ..

   اومدم خبر بدم..من سوارکاریو شروع کردم

   دیروز رفتم باشگامون ...از برو بچه قدیم فقط چندتایی مونده بودن .همونم خوب بود .ولی سوار نشدم .

   ولی برای روزای فرد .عصر تایم گرفتم بریم شروع کنم .شایدم اسب بگیرم دوباره ...خیلی خوشحالم

    براتون از شروع دوبارم می نویسم ..

    در ضمن چرا برام از خاطراتتون نمی گید ....

    

    

 



شنبه هفتم آذر 1388 :: 20:40 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
 

     این عکسارو هم از سایت  پرش با اسب گرفتم که از خانوم الهام فرد هستش .البته من ایشونو نمی شناسم ولی چون کلا من عاشق سوارکاریه خانوما هستم هرچی عکس از سوارکاری خانوما ببینم اینجا می ذارم..اگه کسی از ایشون اطلاعاتی داره برام بفرسته تا اضافه کنم....

مرسی



ادامه مطلب ...


شنبه هفتم آذر 1388 :: 15:55 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
 
               آفرین دختر ناز
 
Horse Ride, Cody


جمعه ششم آذر 1388 :: 11:33 ::  نويسنده : سوارکار کوچک       
 

من دلخورم از دست همتون

میاین می بینیدم اما نظر نمی ذارین ...خاطره هم نمی گید تا وب لاگ جونی بگیره

  منو بگو بعد از این همه وقت اومدم شروع کردم ...