|
درباره وبلاگ ![]() اینجا مکانیه برای همه ی کسایی که عاشق اسبا هستن ...منم عاشق اسبم... اینجا دفترچه خاطرات همه ی علاقه مندان اسبه.... خاطراتتونو برام بفرستین تا بذارم تو وب لاگ ... در ضمن آقایونم می تونن خاطره بذارن.. www.hani_jumping@yahoo.com در نظرسنجی وب لاگ هم شرکت کنید لطفا پيوندها |
دختران سوارکار
یه وب لاگه خوب برای اطلاع رسانی..درد دله همه ی دخترخانومای سوارکار .
چهارشنبه نهم دی 1388 :: 20:6 :: نويسنده : سوارکار کوچک
ساینا خانوم از من پرسیدن که چه طور می تونن با سوارکارا در ارتباط باشن؟ ساینا جون برو به این آدرس www.horse.ir تالار گفتگو سوارکارا هست .اونجا می تونی شماره افرادو بگیری چهارشنبه نهم دی 1388 :: 20:4 :: نويسنده : سوارکار کوچک
ارسالی توسط آقا حمید:
سلام به دوستانی که اسبو اسب سواری رو دوست دارن با تشکر از آقا حمید یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 :: 15:2 :: نويسنده : سوارکار کوچک
سلام به همگی
من اومدم با کلی انرژی ..حتما می پرسین چرا سر حالی ؟ منم می گم چون سوارکاریو از اول شروع کردم .عالییه به خدا ...کلی روحیم خوب شده ..شاید اسب بگیرم دوباره .یه کره ی ترکمنم دیدم خیلی نازه ..شاید خریدم اونو ... اولای سواری خیلی عضلاتم می گرفت اما العان خیلی خوب شده . خدا جون شکرت یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 :: 14:59 :: نويسنده : سوارکار کوچک
این متنو آقا حمید به صورت نظر گذاشته بود .خبریه در مورد مسابقه کورس .می ذارم اینجا هگی بخونید اما از صحتش من بیخبرم ..خوشحالم که در شهرستانها هم کورس برگذار می شه ...
نام سواركار /نام اسب/ شهر سواركار/ مقام جمعه سیزدهم آذر 1388 :: 13:47 :: نويسنده : سوارکار کوچک
ارسالی از طرف تینا جان:
داشتم خودم برای مسابقه اماده میکردم و به خاطر محدودیت زمانی در روز خیلی از اسبم کار میکشیدم داشتم مپریدم که احساس کردم با سرعتی که گرفته نمی تونه مانع خوب رد کنه اصلا" حواسم نبود دست داخل کشیدم اسبم عصبی شد و من از رو مانع پرواز کردم فقط دستم در رفت در نتیجه نتونستم مسابقه بدم ولی از اون موقع فهمیدم که نباید زیاد از اسبم کار بکشم
مرسی تینا جان ..موفق باشی خانوم دوشنبه نهم آذر 1388 :: 23:16 :: نويسنده : سوارکار کوچک
نوشته شده توسط مهسا خانوم :
من 2 سال سواری می کنم تو این 2سال 2 بار افتادم
مهسا جون برات آرزوی موفقیت می کنم ...ممنون یکشنبه هشتم آذر 1388 :: 12:13 :: نويسنده : سوارکار کوچک
سلام به همگی زود اومدم زودم می رم .. اومدم خبر بدم..من سوارکاریو شروع کردم دیروز رفتم باشگامون ...از برو بچه قدیم فقط چندتایی مونده بودن .همونم خوب بود .ولی سوار نشدم . ولی برای روزای فرد .عصر تایم گرفتم بریم شروع کنم .شایدم اسب بگیرم دوباره ...خیلی خوشحالم براتون از شروع دوبارم می نویسم .. در ضمن چرا برام از خاطراتتون نمی گید ....
شنبه هفتم آذر 1388 :: 20:40 :: نويسنده : سوارکار کوچک
این عکسارو هم از سایت پرش با اسب گرفتم که از خانوم الهام فرد هستش .البته من ایشونو نمی شناسم ولی چون کلا من عاشق سوارکاریه خانوما هستم هرچی عکس از سوارکاری خانوما ببینم اینجا می ذارم..اگه کسی از ایشون اطلاعاتی داره برام بفرسته تا اضافه کنم.... مرسی ادامه مطلب ... جمعه ششم آذر 1388 :: 11:33 :: نويسنده : سوارکار کوچک
من دلخورم از دست همتون میاین می بینیدم اما نظر نمی ذارین ...خاطره هم نمی گید تا وب لاگ جونی بگیره منو بگو بعد از این همه وقت اومدم شروع کردم ... |
||